سيد ابو طالب موسوى فندرسكى

17

تحفة العالم در اوصاف و اخبار شاه سلطان حسين ( فارسى )

شفقت‌آميز اين ذرّه بىوجود را در نظرها اعتبار فرموده ، سر مباهات او را به ذروهء سپهر برين رسانيدند . . . بعد از چند روز ديگر هم جهت اعتبار فرمودن اين بىوجود در نظر خواص و عوام و چيزى نام كردن اين لا شىء محض در انجمن عام در اثناى سوارى ، پرتو آفتاب عاطفت شاهانه و اشعهء مهر مرحمت خسروانه شامل اين ذرّهء سرگرم هواى آفتاب خويش ساخته او را پيش طلب فرمودند و اين بنده خواست كه خود را از اسب افكنده ، به چنان سرعت و شتابى » ، و در عوض « آن پادشاه پادشاهان و خسرو صاحب‌كلاهان به شرف مخاطبات و مكالمات تبسّم‌آميز شورانگيز مبتنى بر شفقت سرشار ، سر اين ذرّه را به ذروهء سپهر برين رسانيد و چند نوبت ديگر هم در سوارىها مثل آن شفقت فرموده ، بعد از آن اين بندهء پست‌مايه ، به مرتبه‌اى ترقّى فرمودند كه ديگر از آن گفتن ، از خود گفتن است و آن شيوه پسنديده نيست . و در ادامه : به آن رأفت و مرحمت و نظر شفقت كه از حضرت سليمان در مور نظر كرده بود ، درين بنده ضعيف ديد و شكفته‌تر و تازه‌روتر از نوگل شگفته ، بر روى صبا در روى اين نسيم ضعيف دشت‌پيماى به وادى خلوص بندگى و يك‌رنگى خود خنديد و تقريبا به قدر هزار قدم مسافت بل متجاوز ، اين ذرّه پامال زمين پستى را به شرف قرب ركاب زين خانه بيت الشرف آفتاب ، چون هلال آسمان حلقه در گوش و به نزديكى عنان حمايل روزگار نشان چون سپهر گردان با كهكشان هم‌آغوش داشته ، هر ساعت به نوعى ديگر توجّه مىفرمود و هر لحظه باب ديگر از ابواب سعادت‌بخشى خطاب و تكلّم بر چهره بختم مىگشود . شكفتگى نوگل رخسارش از صبح بهار نشان مىداد و ياقوت سهيل لبش برقع از لؤلؤ ثريّا مىگشاد . چهارمين تاريخى كه در اين كتاب وجود دارد و مىتواند نگارش اين اثر را طى دو سال اوّل سلطنت شاه سلطان حسين نشان دهد آن است كه جاى ديگرى ضمن بيان زبدگى و برترى اين شاه صفوى اشاره به آن دارد كه همگى مردم :